براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد
تا رفع اشکال از سیستم سرویس دهنده
رادر پیوندها کلیک کنید
مطالب مرتبط :
سال جدید
اوقات شرعی نقل از وبلاگ هیئت حضرت قمر بنی هاشم ع
نقل از وبلاگ جام الست
برچسبها : ادرس - جدید - وبلاگ
0
اهمیت و آثار استعاذه!

آیا پناه بردن به خدا از شیطان و بستن درهای معصیت با گفتن الفاظ استعاذه میسر است. یعنی اگر ما هنگام تلاوت قرآن گفتیم: اعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم، شیطان دیگربه حریم تلاوت ما وارد نمیشود؛ زیرا در پناه خدای قرآن قرار گرفتهایم؟
قرآن، دشمن انسان را به روشنى به وى معرفى کرده، ضمن تبیین خطرات پنهان و آشکار وى براى انسان به او مىآموزد که جهت مصون ماندن از این خطرات، باید به خداوند پناه برد. البته اصل پناه بردن به قدرتى برتر هنگام مواجهه با خطر، امرى فطرى و غریزى بوده و در سرشت آدمى ریشه دارد.
سفارش به استعاذه در موقعیت هاى حساس، چون تلاوت قرآن و براى رهایى از خطرات جانى و اخلاقى و توجه به پناه جویى انبیا و اولیاى الهى و نقل آنها، حاکى از اهمیت و تأثیر استعاذه است.تعابیرى چون «أعوذ باللّه» ، «أستعیذ باللّه» و «معاذ اللّه» افزون بر دعا، ذکر نیز هست و بنده را متوجه خدا مىکند و توجه به خدا وسوسه شیطان* را بىاثر یا کماثر مىکند، زیرا شیطان بر مؤمنانى که به خداوند پناه برده و بر او توکل مىکنند سلطهاى ندارد:«فَاستَعِذ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطـنِ الرَّجیم * اِنَّهُ لَیسَ لَهُ سُلطـنٌ عَلَى الَّذینَ ءامَنوا وعَلى رَبِّهِم یَتَوَکلون» (نحل/16، 98ـ99)
یک پرسش :
آیا پناه بردن به خدا از شیطان و بستن درهای معصیت با گفتن الفاظ استعاذه میسر است. یعنی اگر ما هنگام تلاوت قرآن گفتیم: اعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم، شیطان دیگربه حریم تلاوت ما وارد نمیشود؛ زیرا در پناه خدای قرآن قرار گرفتهایم؟ یا این که به همراه گفتن الفاظ، باید با تمام وجود به خدا پناهنده شویم، و از او کمک بخواهیم؟ در این زمینه از کلام عالم عامل و عارف بالله حضرت امام خمینی (ره) استعانت میگیریم:
از آداب مهمّه قرائت... استعاذه از شیطان رجیم است که خار طریق معرفت و مانع سیر و سلوک الی الله است؛ و این استعاذه و پناه بردن، با لقلقه لسان وصورت بیروح ودنیای بیآخرت تحقق پیدا نکند؛ چنان چه مشهود است که این لفظ را کسانی هستند که چهل / پنجاه سال گفته و از شرّ این راهزن نجات نیافته، و در اخلاق و اعمال بلکه عقاید قلبیّه از شیطان تبعیّت و تقلید نمودهاند.
اگر درست پناه برده بودیم از شر این پلید، ذات مقدّس حق تعالی که فیّاض مطلق و صاحب رحمت واسعه و قدرت کامله و علم محیط و کرم بسیط است ما را پناه داده بود و ایمان و اخلاق و اعمال ما اصلاح شده بود.( آداب الصّلاه، امام خمینی، چاپ اوّل، مؤسسه تنظیم و نشر آثار، 1370، ص 221.)
امام صادق ـ علیه السّلام ـ در روایتی میفرماید:
«اَغْلِقُوا اَبْوابِ الْمَعْصِیَهِ بِالاِْستِعاذَهِ وَ افْتَحُوا اَبْواب َالطّاعَهِ بِالتَّسمِیَهِ».( سفینه البحار، شیخ عباس قمی، دار المرتضی، بیروت، ج 2، ص 417.) ؛ درهای معصیت را با استعاذه ببندید و درهای اطاعت را با تسمیه (بسم الله الرحمن الرحیم) باز كنید.
برای رهایی از وسوسه های شیطان و دور کردن او علاوه بر نام خدا امور دیگری را نیز لازم است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می نمائیم :
در قرآن کریم می خوانیم : «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ» (نحل: 99- 100) ؛ «تسلط او تنها بر کسانى است که او را به سرپرستى خود برگزیدهاند و آنها به فرمان شیطان به جاى فرمان خدا گردن مىنهند»
1- اخلاص :
شیطان درباره مخلصین گفته است : ...لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ. إِلَّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ (حجر 39 – 40)«من(نعمتهاى مادّى را) در زمین در نظر آنها زینت مىدهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت، مگر بندگان مخلصت را.»
2-توکل :
خداوند متعال در این خصوص می فرماید : « إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ. » نحل: 98- 99. آنانکه ایمان آورده و کار خود را بخدا واگذار نمودهاند شیطانرا بر آنها تسلّطى و دعوتى که سبب اغوا شود نیست.
3- تسلط بر شهوات :
رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله (به هنگام مراجعت از جنگی )فرمود. ما از جهاد کوچک مراجعت کرده و بسوى جهاد بزرگتر رهسپاریم و باز فرمود : کسى که دانش و بینش او بر هواهاى نفسانیش غالب گردد چنین علمى سودمند است و هر کس شهوات و خواستههاى نفس را زیر پاى خود نهاده و بر آنها مسلط شود. شیطان از سایه چنین شخصى می گریزد(بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68 ج1 ص 72)

4- پناه بردن به خداوند متعال و سرباز زدن عملی از ولایت شیطان :
شیطان بر کسانی تسلط پیدا می کند که ولایت او را در عمل قبول کرده باشند هر چند به زبان هزاران بار نام خدا را جاری نمایند همانگونه که در قرآن کریم می خوانیم : «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ» (نحل: 99- 100.) ؛ «تسلط او تنها بر کسانى است که او را به سرپرستى خود برگزیدهاند و آنها به فرمان شیطان به جاى فرمان خدا گردن مىنهند». از همین رو خداوند متعال در آیه 9 سوره نحل دستور داده اند که از شیطان رجیم به خداوند متعال پناه ببریم .
5- پشت نکردن به خداوند متعال و دستوراتش :
حضرت امام صادق علیه السّلام مىفرماید که: تسلّط نمىیابد شیطان بر آدمى و زور نمىآورد بر او به وسوسه کردن، مگر در وقت اعراض کردن او از ذکر الهى و سهلگرفتن عظمت و بزرگوارى خداى تعالى و غافل شدن از مناهى، و خاطر نیاوردن اطّلاع جناب الهى بر ظاهر و باطن وى، (شرحمصباحالشریعة ص : 257)
پیامبر خدا صل الله علیه و آله در روایتی برای نزدیک نشدن شیطان به انسان دستور داده اند : چهار آیه اول سوره بقره به همراه آیه الکرسی و دو آیه بعد از آن و سه آیه آخر سوره بقره خوانده شود
راهکارهای عملی برای راندن شیطان :
علاوه بر آنچه گفته شد دستورالعمل هایی نیز برای نجات از وسوسه های شیطان بیان شده که تعدادی از آنها را برایتان ذکر می نمائیم
- پیامبر خدا صل الله علیه و آله در روایتی برای نزدیک نشدن شیطان به انسان دستور داده اند : چهار آیه اول سوره بقره به همراه آیه الکرسی و دو آیه بعد از آن و سه آیه آخر سوره بقره خوانده شود ( مفاتیح الجنان – باقیات الصالحات – باب ششم )
- در روایات آمده است که تکرار دو ذکر براى دفع شیطانهاى جنى و انسى و رفع وسوسهها بسیار مؤثر است: یکى ذکر «لاحول ولا قوة الا باللّه العلى العظیم» و دیگرى ذکر «صلوات»
- همچنین خواندن دو سوره کوچک یعنى، «قل اعوذ برب الفلق» و «قل اعوذ برب الناس» سفارش شده است.
- مداومت بر خواندن مناجات سى و دوم صحیفه سجادیه که راجع به پناه بردن به خدا از وسوسه های شیطان می باشد.
و یادمان باشد قبل از هر عملی از شر شیطان به خدای خوبمان پناه ببریم نه فقط در مواقع تلاوت قرآن کریم باید همه روزنه های رسوخ این ملعون را ببندیم .
منابع : وبلاگ آموزه،دانشنامه موضوعی قرآن،سایت اندیشه قم.
فرآوری : محمدی
بخش قرآن تبیان
برچسبها : استعاذه
0
به دلیل اشکال در سرویس دهنده وبلاگ ارائه
مطلب جدید با تاخیر خواهد بود
برچسبها : عذرخواهی
0
روزهای فاطمه(سلاماللهعلیها)
میدانم رنجها را چگونه باید نوشید .
و این درسی است که تو آموزگارم بودهای .
در وسعت سینهی سبز تو، حقارت رنجها را دیدهام .
ای آموزگار ظرافت !!
تو! این گونه رنجها را تحقیر میکنی
این روزها، روزهای فاطمه (سلاماللهعلیها)و این شبها، شبهای علی علیهالسلام است .
بارها با خودم اندیشیدهام که چگونه میتوان در فرصتهای کوتاه، بهرههای زیاد برداشت .
با خودم میگویم چگونه در عمرهای کوتاه و در بهارههای محدود، این همه جوشش و شکوفایی و این همه زایش و باروری! ! جوششی که از مرز قرنها گذشته و از محدودهی جغرافیا و تاریخ پرکشیده و حتی این دل خسته و این کویر تشنه را در خود گرفته است .
این روزها، روزهای فاطمه (سلاماللهعلیها)و این شبها، شبهای علی علیهالسلام است .
بارها با خودم میگویم: «یک لحظه و این همه ارزش؟! نه سال و این همه استمرار؟! ». همین لحظه از همین بلندگوهای دور و خسته میشنوم: «فَاطِمَةُ امُّ ابِیهَا ». [1]و در جواب فرشتهها در مورد اصحاب کساء میشنوم: « هُمْ فَاطِمَةُ وَ ابِیهَا وَ بَعْلُهَا وَ بنیها ». [2]رسالت و ولایت و امامت را فاطمه رابط است و پیوند .
اگر بیشتر گوش بدهیم میتوانیم صدای حزن آلود علی علیهالسلام را از مدینهی رسول بشنویم که با چشم اشک و نوای غربت میگوید: « امَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ امَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ ». [3]
راستی این فاطمه (سلاماللهعلیها)در کجا ایستاده که علی علیهالسلام از او این گونه میگوید؟
که ای فاطمه! از این مصیبت اندوه من همیشگی و شبهایم همه بیداری است.
این چه انس عمیقی است که این گونه حزن سرمد میآورد؟ این چه خورشید در خاک نشستهای است که این گونه شام دیجور به دنبال میکشد ؟
من از فرزندان فاطمه (س)، از آن کهکشانهای حلم و حماسه و فریاد و از آن خانهی مبارک، حرفی نمیزنم. من فقط از فاطمه(سلاماللهعلیها) میپرسم؟ راستی در او چه درخششی است که تا امروز در چشمها و دلهای ما نشسته است و راهها را نشانه میزند .
خداوند به موسی میفرماید: «یا موسی! میدانی چرا تو را به مقام کلیم اللهی رساندم؟ چون در میان دلها و صورتها، دلی از دل تو خاشعتر و صورتی از تو متواضعتر، نیافتم »
بگذار تا تمامی سؤالم را بگویم که من همین سؤال را در مورد مادر فاطمه(سلاماللهعلیها)، خدیجهی کبریََ هم داشتهام. خدیجه چه کرده که این گونه در دل رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نشسته تا آنجا که عایشه حتی پس از ... او حسادت میبرد؟ [4]
من از این سؤال سمج نمیتوانم دامن جمع کنم. این همه ارزش آیا از معرفت و شناخت و یا عشق و ایمان و یا عمل و تقوا، از کدامین ریشه، سر برگرفته؟
ریشهها را باید در جایی دیگر جست چون حتی تقوا توشهی راه است. و توشه برای رفتن کافی نیست. و همانطور که گذشت، حتی عصمت، کفاف این مقصد بلند و راه دراز را نمیدهد و تحلیلی دیگر میخواهد .
ما در این آیه میشنویم: «انَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ المُحْسِنِینَ» [5] یعنی رحمت خدا به کسانی که در مرحلهی احسان هستند نزدیک است. نزدیکی با وصال، تفاوت دارد. و این را هم میدانیم که محسن، از متقی بالاتر است چون تقوا به اضافهی صبر میشود احسان. [6] چون احسان، خوب خوبی کردن است، با زیبایی کار خوب را به سامان رساندن است. و تو میبینی که این مرحله، پس از گذشت از اسلام و ایمان و تقوا و احسان، تازه به رحمت نزدیک میشود. پس اینها، این خوبهای خوب، اینها که خود رحمت واسع حق هستند، اینها که جلوهی محبت او هستند، اینها که بر تمامی هستی باریدهاند، اینها چه کردهاند و چگونه پرواز کردهاند ؟
مرحوم صدوق در علل الشرایع آورده: خداوند به موسی میفرماید: «یا موسی! میدانی چرا تو را به مقام کلیم اللهی رساندم؟ چون در میان دلها و صورتها، دلی از دل تو خاشعتر و صورتی از تو متواضعتر، نیافتم ». [7]
پس آنهایی انتخاب میشوند که با تمامی عصمت و با تمامی خوبیها، به “اخبات” رسیده باشند و دل خاشع و چهرهی متواضع داشته باشند. مخبتین بالاتر از محسنین هستند. مخبت همچون زمین فرو افتاده، سرشار میشود و سیراب میگردد. غرورها، محدودیت میآورد و محدودیت، محرومیت میسازد. انکسار و اخبات مرحلهی وصال و لقاء است. و همین است که گناه رنج آور، از خوبی غرور آفرین، بهتر است.[8]
تو هنگامی که ذلت و شکست گناه را بر صورت کودک خودت میبینی، دیگر بر او فریاد نمیکشی، گرچه چینی قیمتی را شکسته باشد که از او دلجویی میکنی و بر او میبخشی که امام سجاد علیهالسلام در وداع ماه رمضان میفرماید: «اللّهُمَّ اجُرْنا عَلی ما اصابَنا مِنَ التَّفْریطِ ». [9] خداوندا! ما را بر آنچه کوتاهی کردهایم، پاداش و اجر بده. پاداش بر تفریطها و کوتاهیها، در همین فضای انکسار و اخبات معنی میدهد چون تو سرزنش میکنی تا متوجه شود و بیدار شود و باز گردد، پس آنجا که بیدار شده و خودش را محکوم کرده، دیگر حتی سرزنش و توبیخ، ضرورتی و شاید حکمتی نداشته باشد. و از حکیم کریم، و حلیم رحیم، دور است که این گونه شکسته را بکوبد و سوخته را بسوزاند. که عنایت او جابر شکستههاست و او جبار است و جبران میکند، همانطور که جبروت دارد و حریم و حرمت نگه میدارد و حتی سوختن و عذاب او، مسبوق به رحمت است و از عشق و محبت او الهام میگیرد: « یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ ». [10]
برای او که واسع است و کریم است و حمید است، مَنْعی و اخْذی، به خاطر ضعف و بخل و فقر نیست که بخشش، چیزی را از مُلک او بیرون نمیبرد. و با دادن، چیزی از او کاسته نمیشود: « وَ لَا تَزِیدُهُ کَثْرَةُ العَطاءِ الَّاجُوْدَاًوَکَرَمَاً ». [11] پس اگر میستاند و اگر سخت میگیرد، به خاطر محدودیتها و دیوارها و ضعفهای ماست که با داشتن مغرور میشویم و از دوست میبریم و غافل میگردیم .
میتوانی بلوغ و تمامیت خدیجهی کبری و فاطمهی زهرا را بفهمی که خدیجه در برابر رسول خدا برای خودش حدی نگذاشت و سهمی نگرفت و فاطمه (سلاماللهعلیها)در برابر ولیّ رسول خدا، از تمامی توانش کمک گرفت و سینه و صورت نیلی گرفت، ولی رخ از مولی نهان کرد و چهره به او نشان نداد
پس اگر با تمامی عبادت ثقلین و با تمامی خوبیهای جنّ و انس، مغرور نشدیم و بر عمل خویش تکیه نکردیم و طلبکار حق نگشتیم و انتظار و توقع، بالا نیاوردیم، از فتنه رهیدهایم و در امتحان موفق شدهایم. همانطور که اگر با تمامی گناهان جن و انس مأیوس نشدیم و به قنوط راه ندادیم و انتظار فضل و احسان او را داشتیم، باز هم از فتنه رهیدهایم و از مکر شیطان رهایی گرفتهایم. و در این مرحله از انکسار و اخبات، تو از حق بهره میگیری و با او به سوی او میآیی. و این پایی است که نمیشکند و میرسد و واصل میشود .
با این نگاه، میتوانی بلوغ و تمامیت خدیجهی کبری و فاطمهی زهرا را بفهمی که خدیجه در برابر رسول خدا برای خودش حدی نگذاشت و سهمی نگرفت و فاطمه (سلاماللهعلیها) در برابر ولیّ رسول خدا، از تمامی توانش کمک گرفت و سینه و صورت نیلی گرفت، ولی رخ از مولی نهان کرد و چهره به او نشان نداد .
پینوشتها:
( 1) تاج الموالید، طبرسی، ص 20
( 2) مفاتیح الجنان، حدیث کساء
( 3) کافی، ج 1، ص 358، ح 3.
(4) صحیح بخاری، ج 2، ص 177ص 210و ص 277مسند احمد، ج 6، ص 117، ص 150و ص 154سنن ترمذی، ص 247سنن ابن ماجه، ج 1، ابواب الغیرة من ابواب النکاح، ص 315
( 5) اعراف، 56
( 6) «مَنْ یَتَّقِ وَ یَصْبِر فَانَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ اجْرَالمُحْسِنِینْ ». یوسف، 90
( 7) علل الشرایع، صدوق، ج 1، ص 57
( 8) سیئة تسوئک خیر من حسنة تسرک. بحار، ج 75، ص 67
( 9) صحیفه سجادیه، دعای 45، دعای وداع ماه رمضان
( 10) مفاتیح الجنان، دعای جوشن کبیر
(11) مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه
منبع: روزهای فاطمه (سلاماللهعلیها)، نوشتهی مرحوم دکتر علی صفایی حایری(عین صاد)
بخش عترت و سیره تبیان
مطالب مرتبط :
به مناسبت سالگرد ازدواج امام علي وحضرت زهرا عليهما السلام
هفتم ذی الحجه سالگرد شهادت امام باقر علیهالسلام را تسلیت مگوییم
تولد حضرت معصومه ع
منبع :دفتر نشر اثار حضرت ايه الله خامنه ای
برچسبها : مناسبت - شهادت - حضرت - زهرا
0
آیت الله مکارم شیرازی: | |
| توزیع گسترده و رایگان مستند "ظهور نزدیک است" مشکوک است | |
| قم - خبرگزاری مهر: یکی از مراجع تقلید با بیان اهمیت مسجد مقدس جمکران از توزیع گسترده سی دی "ظهور نزدیک است" انتقاد کرد و گفت: توزیع گسترده این سی دی مشکوک است و دشمنان در پشت آن قرار دارند. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر در قم، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در اولین روز از سال جدید با حضور در جمع نمازگزاران مسجد مقدس جمکران به اهمیت این مسجد اشاره و اضافه کرد: برخی وجود مسجد جمکران را به خواب دیدن منتسب و مردم را وسوسه میکنند و میگویند فرمان ساخت این مسجد در خواب بوده و خواب اعتبار ندارد. |
برچسبها : ظهور2
0
آيا در علائم حتمي هم امكان بداء وجود دارد؟
* از امام صادق(ع) مشابه اين سؤال را پرسيدند، حضرت پاسخ دادند: «بلي». خداوند متعال برنامهاي را كه تنظيم ميكند حق دارد آن را جلو يا عقب بيندازد و هر تصرفي كه صلاح ديد در آن بنمايد. خداوند متعال در قرآن كريم ميفرمايد: يهوديان گفتند: «دست خدا بسته است. [به آنها] بگو دست خدا باز است و هر گونه بخواهد عمل ميكند.1» بنابراين امكان بدا براي خداوند محفوظ است. اما در عين حال از حكمت او به دور است كه پيامبر رحمت(ص) و ائمة هدي(ع) با قاطعيت تمام بفرمايند: «مهدي بدون سفياني نخواهد بود» ولي ناگهان موعدش كه رسيد خداوند روي ايشان را زمين بگذارد و غير از آن عمل كند.2 البته آنقدر اين احتمال بداء براي اصحاب ائمه(ع) به طور جدي بيان شده بود كه راوي از حضرت ميپرسد ميترسم در اصل ظهور حضرت بداء رخ بدهد كه ايشان جواب ميفرمايند:
نه ظهور وعدة الهي است و خداوند خلاف وعدهاش عمل نميكند.
* در برخي روايات آمده كه ايرانيان قبل از ظهور با غربيان در منطقة عراق وارد جنگ ميشوند و در برخي روايات ديگر هم اين واقعه پس از ظهور بيان شده، كدام يك صحيح است؟
* يماني و سفياني هر دو پيش از ظهور قيام ميكنند و به كوفه وارد ميشوند. حدود يك ماه پس از ظهور حضرت، سفياني دستگير ميشود و در كنار درياچه طبريه، به فرمان ايشان و به دست يماني سرش بريده ميشود. ايرانيان از همان ابتدا در كنار حضرت هستند. عبارت «يوطئون للمهدي سلطانه» (براي حكومت مهدي(ع) زمينهسازي ميكنند) از طريق اهل سنت به ما رسيده ولي در روايات ما نقل نشده است. در عين حال خروج خراساني يا حسني از بلخ يا شهرهاي ديگر افغانستان و عبورش از ايران در احاديث ما يافته ميشود كه البته فقط سفياني و يماني در زمرة علايم حتمي هستند.
مرحوم آيتالله قزويني در كتاب المهدي(ع) من المهد الي الظهور تصريح كردهاند كه خراساني از علايم حتمي نيست ولي در عين حال روايتي هم نقل شده كه ورود خراساني، سفياني و يماني به كوفه در يك ماه و يك روز و يك ساعت است.
برچسبها : ظهور
0
معرفت مرگ به انسان شرافت می دهد !
بیانات اخلاقی حضرت آیت الله جوادی آملی

مرگ ما را نمیچشد، بلکه ما مرگ را میچشیم و هضم میکنیم و این دیدگاه به انسانیت شرف میدهد.خدای سبحان در قرآن کریم ما را تشویق میکند که ای انسان، تو هرگز نابود نمیشوی و دائما سیر میکنی تا به لقاءالله برسی
در دنیایی به سر می بریم که ارزش های انسانی نوعا رنگ خود را از دست داده اند و شعارهای به اصطلاح هدایتگر جامعه بشری از هر سو بلند است اما به دنبال کدامیک باید رهسپار شد و به کدام سو باید رو کرد .
انسان ها در گیر و دار روزمرگی ها و جدا افتادن ها از اصل خود روانی ناآرام دارند و به دنبال روزنه ای برای یک تنفس حقیقی هستند تا بتوانند نفسی تازه کنند خود را از این همه آشفتگی برهانند.
و در این میان چه خوب است که دل به آن هایی بدهیم که وجود خود به منجلاب دنیا نیالوده اند و روشنگرانه راه پیمودند و راه نمودند .
حضرت آیت الله جوادی آملی این چهره محبوب ، شخصیت آشنا به معارف حق رعایت مسائل اخلاقی را راه رسیدن به باطن می داند و می فرماید: "انسان با حقیقت اخلاق اسلامی کامل میشود.
یک موجود حقیقی تکوینی اگر بخواهد کامل شود باید به امور حقیقی کامل شود نه امور غیر حقیقی؛ انسان از آن جهت که زندگی متمدنانه و اجتماعی دارد، با قوانین اعتباری زندگی میکند و این عناوین اعتباری باعث نظم زندگی است.انسان در عبادات و معاملات با عناوین اعتباری بهسر می برد،
در اینجا یک سوال جدی مطرح است و آن اینکه کمال انسان به چیست؟ اگر قوانین اعتباری از شریعت گرفته نشود، از رسوم و فرهنگ و عادات و آداب مردمی گرفته میشود و هیچ اعتباری هم ندارد.
اگر قوانین اعتباری از رسوم و فرهنگی مردمی گرفته شود، باور افراد این است که انسان وقتی میمیرد، میپوسد و مرگ آخر خط است؛ اما اگر این قوانین اعتباری نباشد، انسان با مرگ، از پوست به در میآید.
آنکه ما را آفرید، فرمود که انسان در مصاف و هماورد با مرگ، مرگ را زیر پا له میکند و وقتی وارد صحنه قیامت شد، ابدی میشود.
تنها معیار برای سنجش یک عمل اخلاقی الهی بودن و اسلامی بودن آن است نباید آنچه را که در عرف و به اشتباه جا افتاده است را معیار دانست چرا که اساسی ندارد و انسان را به قهقرا می برد تنها با بینش الهی است که انسان می تواند به سلامت از تیرگی دنیا راه به سلامت بپیماید
مرگ ما را نمیچشد، بلکه ما مرگ را میچشیم و هضم میکنیم و این دیدگاه به انسانیت شرف میدهد.خدای سبحان در قرآن کریم ما را تشویق میکند که ای انسان، تو هرگز نابود نمیشوی و دائما سیر میکنی تا به لقاءالله برسی.
وی همچنین به روایتی از امیرالمومنین علی (ع) اشاره کرد و افزود: مردان الهی کسانی هستند که پشتوانه حلال و حرام را میبینند، آنگاه اگر خواستند به زبان اهل ولایت و معنا حرف بزنند، آن را بیان میکنند.

ایشان در نکوهش بداخلاقی ها میفرمایند: کسی که زباندرازی میکند و آبروی دیگری را میبرد و با قلم و بیان و بنان خودش، نیش می زند، در قرآن کریم میفرماید: «لَّیْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِیعٍ» یعنی این انسان در قیامت گرسنه است و به او تیغ میدهند و در قیامت غذایی جز خار خشکیده ندارد.
کسی که نرمگفتار و نرمرفتار و نرمکردار است و آبروی کسی را نمیبرد و سعی میکند مشکلات را از جامعه کم کند و جامعه را در رفاه نگه دارد، در قیامت بر روی فرشی مینشیند که ابر آن پرنیان است.
راه رسیدن به باطن، مسائل اخلاقی است که انسان سعی میکند مشکل خود و جامعه را حل کند. انسان با تلاش در تولید و قناعت در مصرف، هم زندگی خودش را تأمین میکند و هم زندگی دیگران را.
حضرت آیت الله جوادی آملی در تفسیر نامه 15 امیرالمومنین علی (ع) از کتاب شریف نهجالبلاغه فرمود: هنگامی که امیرالمومنین علی (ع) در جنگ با دشمن مواجه میشد، میفرمود: اَللَّهُمَّ إِلَیْکَ أَفْضَتِ الْقُلُوبُ وَمُدَّتِ الْأَعْنَاقُ وَشَخَصَتِ الْأَبْصَارُ وَ نُقِلَتِ الْأَقْدَامُ وَأُنْضِیَتِ الْأَبْدَانُ اَللَّهُمَّ قَدْ صَرَّحَ مَکْنُونُ الشَّنَآنِ وَ جَاشَتْ مَرَاجِلُ الْأَضْغَانِ اَللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ غَیْبَةَ نَبِیِّنَا وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ تَشَتُّتَ أَهْوَائِنَا رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَیْرُ اَلْفاتِحِینَ. ؛ خدایا، دلها به سوی تو افاضه دارد و گردنها به سوی تو کشیده شده و چشم ها به لطف و کرم تو دوخته شده و پاها به رضای تو به میدان جنگ آمده و بدن های ما اگر خسته و کوفته شد، برای رضای تو بود. خدایا، دشمن با همه کینه به میدان آمده و دیگ کینه آنها به جوش آمده و ما برای حفظ دین تو حرکت کردیم. خدایا، متأسفانه پیامبر در میان ما نیست و دشمنان ما زیاد هستند و در درون ما انسجام و وحدت وجود ندارد. ای پروردگار، بین ما و دشمنان ما به بهترین وجه فتح برقرار کن.
نتیجه :
تنها معیار برای سنجش یک عمل اخلاقی الهی بودن و اسلامی بودن آن است نباید آنچه را که در عرف و به اشتباه جا افتاده است را معیار دانست چرا که اساسی ندارد و انسان را به قهقرا می برد تنها با بینش الهی است که انسان می تواند به سلامت از تیرگی دنیا راه به سلامت بپیماید .
و در این مسیر چه شایسته است که از مواعظ والای علمایی که عمری در شناسایی سعادت ها و شقاوت ها پرداخته اند بهره بریم باشد که گمراه نگردیم .
منابع : جهان نیوز، مؤسسه تحقیقاتی إسرا
برچسبها : مرگ - میچشد - میچشدیا
0
12 فرودین یادآور تحقق شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و بیانگر این واقعیت است که مردم مبارز ایران ملتی عدالتخواه وآزادیطلب هستند و هرگز اجازه دخالت در تعیین سرنوشت خود را به بیگانگان نمیدهند.
اکنون در سومین سال از دهه چهارم حیات طیبهی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با عبوری سرافرازانه از سه دههی گذشته، دوازدهم فروردین امسال را در شرایطی پیش رو داریم که نسلهای دوم و سوم انقلاب اسلامی همراه با نسل اولیها در رفراندومی دیگر (راهپیماییهای عظیم، حماسی 22 بهمن سال 1389) حضوری شگفتیآفرین، تحسینبرانگیز، پرشور و دشمنشکن داشته و بار دیگر همچون پدران و مادران خود بر تداوم راه نظام خود که منبعث از قدرت ایمان به خدا و روح اسلام ناب محمدی«ص» و برگرفته از تعالیم آسمانی انبیاء الهی است، مهر تأیید زدند و در تجدید عهد با شهدا و امام شهدا همپیمان شدند تا راه آن جاودانههای تاریخ را تا رساندن این حکومت به دست صاحبالامر ادامه داده و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزند.
در بخش پایانی این بیانیه آمده است: ملت رشید ایران در سال 1390، در سالی که توسط مقام معظم رهبری «مدظله العالی» با نام «جهاد اقتصادی» مزین گشته، میکوشد با تلاش مضاعف در جهت اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به سمت فتح قلههای پیشرفت و عدالت گامهای اساسی برداشته و در نیل به اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی و رسیدن به قلل رفیع عزّت و شرافت با پیشرفتهای خیرهکننده و شگرف خود در عرصههای مختلف علمی، فناوری،اقتصادی صنعت، دانش روزجهانی و غیره جهان را مات و مبهوت عظمت اراده راسخ و پولادین فرزندان غیور خود نموده و در راستای تحقق کامل دستورات اسلام و تعالیم انبیاء الهی که اساس و شاخص عمده نظام جمهوری اسلامی است گام برمیدارد
نقل از
بیانیه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی
برچسبها : 12فروردین
0
خرافات در نوروز و ریشه های آن در کلام شهید مطهری(ره)
خرافات در بین اقوام و ملل و حتی در بین ادیان وجود دارد و این مطلبی پوشیده نیست. هر سنتی هر چند نیکو باشد در طول زمان به مطالبی خرافی آمیخته شده است. همه ادیان چه آسمانی و غیر آسمانی با گذشت زمان دچار تحریف و عقاید خرافی شده اند.

تنها متن اصیل اسلامی است که دچار چنین آفتی نشده و آن هم بخاطر خاتمیت و جاوید بودن کتاب آسمانیش است. اما در بین پیروان دین اسلام به ویژه مردم عادی و آنهایی که از معارف غنی اسلامی بی خبرند نیز خرافات مشاهده می شود. سنت دیرین ایرانی نوروز از این قاعده مستنی نیست با وجود آداب بسیار نیک همچون دید و باز دید اعمال خرافی در این آیین ملی وجود دارد. بزرگان دینی در طول تاریخ تلاش کردند که مردم مسلمان را نسبت به خرافی بودن برخی از اعمال نوروز آگاه کنند و به اعمال نوروزی رنگ دینی بدهند که :
صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ ... (1)؛ رنگ خدایى(بپذیرید! رنگ ایمان و توحید و اسلام؛) و چه رنگى از رنگ خدایى بهتر است؟!
در نوروز عمده خرافات در خصوص روز سیزدهم فروردین است. مردم عوام آن روز را نحس می دانند و برای اینکه از نحسی این روز رها شوند روز سیزده از خانه به بیابان و سبزه زار پناهنده می شوند. در کنار این خرافه چند خرافه دیگر نیز پدید آمده که ظاهرا ناشی از همین نحس دانستن این روز است. مانند سبز کردن سبزه قبل از عید و گذاشتن آن سر سفره هفت سین و در آخر دور ریختن آن در روز سیزدهم. البته یک خرافه دیگر در مراسمات قبل از عید به نام چهارشنبه سوری هست که برای آن نیز نمی توان توجیه عقلایی یافت. بلکه تا به حال آثار و تبعات جبران ناپذیر جسمی و روحی بدنبال داشته است. سفره هفت سین هم با اعتقاد به اینکه شگون می آورد دلیلی ندارد اما از آن جهت که فال نیک است عیبی نباید داشته باشد مگر آنکه قائل شویم که این عمل می تواند زندگی ما را از این رو به آن رو کند. یعنی برای طبیعت در کنار خداوند متعال اثر گذاری بر جهان را بپذیریم همانگونه که مادی گرایان قائلند که منجر به شرک می شود. بنابراین خرافت در نوروز این چند تاست:
1.نحوست سیزده
2.گره زدن سبزه و دور ریختن آن
3 . خارج شدن از منزل در روز سیزده فروردین
4. سفره هفت سین
5. چهارشنبه سوری (مقدمه برای ورود به عید)
بشر به طور کامل خودخواه است... یعنی نمی خواهد مسئله شکستهای خودش را متوجه خودش بکند. همیشه دنبال این می گردد یک چیز دیگری پیدا کند و بگوید این بدی، این شکست، این بدبختی که پیدا شد؛ این من نبودم؛ این فکر من نبود ... بشر برای اینکه از تقبل مسئولیتها فرار کند
یکی از دین شناسان معاصر که هم فقیه است و هم فیلسوف اسلامی و هم مفسر قرآن و مأنوس نهج البلاغه آیت الله شهید مطهری است. شخصیتی که بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی رحمة الله علیه درباره ایشان فرمودند: « آثار قلم و زبان او بی استثنا آموزنده و روانبخش است و مواعظ و نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشأت می گرفت، برای عارف و عامی سودمند و فرحزاست.» (2) این عالم بزرگ درباره خرافات و علل آنها بیاناتی دارند که به اختصار تقدیم می گردد. ایشان در ابتدای سخن می گوید: در میان همه اشیایی که بشر برای آنها شئامت و نحوست قائل است اعداد سهم بیبشتری دارند... و در میان اعداد هم از همه به ا صطلاح مظلومتر و بیچاره تر و توسری خورتر عدد 13 بوده است. استاد این عقیده انحرافی را عمومیت می دهندکه: اطلاع پیدا کردم که ملتهای به اصطلاح پیشرفته یعنی اروپاییها و آمریکاییها صد درجه از ما به این عدد تهاجم کرده اند. (3)
استاد در ادامه ریشه نحس دانستن این عدد را بررسی می کنند: دو خاصیتی که در بشر هست سبب پیدایش فکر نحوست در اشیاء و اعداد شده است. یکی اینکه بشر به طور کامل خودخواه است... یعنی نمی خواهد مسئله شکستهای خودش را متوجه خودش بکند. همیشه دنبال این می گردد یک چیز دیگری پیدا کند و بگوید این بدی، این شکست، این بدبختی که پیدا شد؛ این من نبودم؛ این فکر من نبود ... بشر برای اینکه از تقبل مسئولیتها فرار کند آمده است برای اشیاء برای چهارشنبه برای 13 برای ... نحوست قائل شده است... خاصیت دیگر روح تنبلی است که در انسان می باشد. انسان وقتی بخواهد علت قضایا را بفهمد باید از طریق علمی و عقلی کاوش و تفکر و جستجو و تفحص کند تا علت واقعی اشیاء را درک کند. ولی با خیال همه قضایا را زود می شود حل کرد... با یک کلمه خودمان را راحت می کنیم می گوییم علت اینکه ما در این جنگ شکست خوردیم این بود که مثلا در روز چهارشنبه شروع کردیم یا روز 13 بود... علامه مطهری مخالف بودن این عقیده را با قرآن بیان می کند که: قرآن کریم در آیات زیادی با کمال صراحت این مطلب را می گوید که منشأ فال بد هر شومی و نحوستی که وجود دارد خارج از وجود خود بشر نیست.

یعنی بشر ممکن است فکر و عقیده اش، فکر و عقیده شومی باشد، وقتی که فکر و عقبده اش سراسر خرافه و جهالت است شومی در جهالت است. شومی جز در اخلاق فاسد در جای دیگری نیست. شومی جز در اعمال پلید در چیزی نیست. استاد بعد از دلیل قرآنی روایتی در این باب نقل می کنند: پیغمبر اکرم در کمال صراحت فرمود: رفع عن امّتی الطیره. (4) در امت من تطیر و فال بد وجود ندارد. خود پیغمبر اکرم اشیاء را به فال نیک می گرفت و هرگز فال بد نمی زد و از فال بد منع می کرد. فرمود هر وقت به دلت بد آمد با آمدن چیزی دلت چرکین شد اعتنا نکن مخصوصا برو. (5) (6)
در پایان وظیفه ما در برابر این خرافات چیست؟ آیا منفعلانه عمل کنیم و سکوت نماییم چون نمی شود با آیین ملی در افتاد! اینکه خلاف تعالیم قرآنی است؛ زیرا یکی از کارهای پیامبران الهی مبارزه با آیین خرافی گذشتگان بوده است. (7) ما وظیفه داریم اولا خود در این مراسمات خرافی شرکت نکنیم و ثانیا مردم را متوجه خطا بودن این اعمال کنیم.
پی نوشت ها:
2. پیام امام به مناسبت دومین سالگرد شهادت استاد، 9/3/60
3. پانزده گفتار، استاد مرتضی مطهری، ص 162
4. بحار الأنوار ،، علامه مجلسى، ج2، ص 280 ،ناشر: اسلامیه
5. مجموعة ورام( تنبیه الخواطر)، ورام ابن ابى فراس، ج1، ص 127، وفات605 ق، ناشر: مكتبه فقیه قم
6. پانزده گفتار، استاد مرتضی مطهری، صص 163 تا 166
7. رجوع شود به آیه 23 سوره زخرف و آیات مشابه
سیدروح الله علوی گروه دین تبیان
برچسبها : نوروز4
0
نوروز اسلامی
مسلمان شیعه همواره در صدد است که ایام و روزهای سالش را بر اساس دستورات و توصیه های دینش برپا دارد. حالا اگر این مسلمان شیعه ایرانی هم باشد روزهای اول سالش را که نوروز است و آمیخته با جشن ها و مراسم های ملی به انجام دستورات و توصیه های دینی متبرک می کند و نوروزش را عیدی حقیقی می گرداند.
اعمال عید نوروز
از امام صادق(علیه السلام) نقل است که به معلّی بن خیس تعلیم فرمودند: وقتی روز نوروز می شود غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوهای خوش خود را خوشبو کن و در آن روز، روزه بدار و بعد از نماز ظهر و عصر و نوافل آنها، چهار رکعت نماز بگذار به کیفیتی خاص که هر دو رکعت را به یک سلام خاتمه بدهی. در رکعت اول بعد از حمد 10 مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بعد از حمد 10 مرتبه سوره کافرون و در رکعت سوم بعد از حمد 10 مرتبه سوره توحید و در رکعت چهارم بعد از حمد 10 مرتبه سوره ناس را تلاوت نما و بعد از نماز به سجده شکر برو. این نماز سبب آمرزش گناهان 50 ساله می شود.
روز عید واقعی
بر اساس توصیه امام صادق(علیه السلام) در این روز، روزه گرفتن استحباب بسیار دارد و بر اساس معارف و آموزه های اسلامی وقتی توصیه به روزه گرفتن و استحباب آن در چنین روزی مطرح می شود، نشان از اهمیت و بزرگداشت آن دارد. آغاز بهار با روزی متبرّک به انجام مستحبّات سبب می شود سال نو با برکت و خوشی آغاز گردد. به ویِژه توصیه به انجام سجده شکر در این روز حاکی از آن است که خداوند را بر نعمت های وافر که روز و ظهوری دوچندان در بهار و نوروز دارند، سپاسگزاری نماییم. انجام این اعمال سبب می شود نوروز ما عید نوروزی حقیقی گردد و متمیّن و مزیّن به آداب اسلامی باشد.
امام صادق(علیه السلام) : وقتی روز نوروز می شود غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوهای خوش خود را خوشبو کن و در آن روز، روزه بدار و بعد از نماز ظهر و عصر و نوافل آنها، چهار رکعت نماز بگذار به کیفیتی خاص که هر دو رکعت را به یک سلام خاتمه بدهی
نوروز جلوه قدرت الهی
از جمله اذکاری که توصیه شده است در روز نوروز و اول بهار بسیار گفته شود، ذکر شریف «یا ذوالجلال و الاکرام» است. در این روز خداوند را به جلالت و کرامت و بزرگی بسیار یاد می کنیم تا فراموش نکنیم آن کسی که زمین مرده را جانی دوباره بخشید و درختان و گیاهان را پس از خوابی زمستانی و مرگی طولانی حیاتی نو بخشید کسی نیست جز خداوند ذوالجلال و الاکرام. اویی که ابرهای باران را بر روی خاک مرده فرستاد و جان نو به طبیعت بخشید. همان خدایی که روح آدمیان را در بهار زنده می کند و طراوت و شادابی عطا می نماید. اوست همان کسی که در قیامت نیز پس از مرگ ارواح مردگان را به اجسادشان بازمی گرداند و حیاتی دوباره به آنها می بخشد. از این رو نوروز روز یادآوری قیامت و قدرت و جلال و عظمت خداوند است.
نوروز؛ روز ویژه ی خدا
در دعایی که پس از نماز وارد شده در این روز آمده است، از خداوند می خواهیم که در این روز ویژه که به فضیلت و برتری و شرافت و عظمت مخصوصی شده است، به زندگی و آنچه از نعمات به ما داده شده برکت عطا نماید:
اللهم ... بارک لنا فی یومنا هذا الذی فضّلته و کرّمته و شرّفته و عظّمت خطره، اللهم بارک لی فیما انعمت به علیّ؛ بار پروردگارا به ما در این روزی که برتریش دادی و گرامیش نمودی و شرافت و بزرگیش بخشیدی برکت ده، بارخدایا مرا در آنچه در آن بر من انعام کردی برکت بخش.
نوروز روز ویژه خداست که در آن همگام با نو شدن همه چیز، از خداوند برکت را طلب می کنیم.
آغاز بهار با روزی متبرّک به انجام مستحبّات سبب می شود سال نو با برکت و خوشی آغاز گردد. به ویِژه توصیه به انجام سجده شکر در این روز حاکی از آن است که خداوند را بر نعمت های وافر که روز و ظهوری دوچندان در بهار و نوروز دارند، سپاسگزاری نماییم. انجام این اعمال سبب می شود نوروز ما عید نوروزی حقیقی گردد و متمیّن و مزیّن به آداب اسلامی باشد
نسخه ای برای همه ی سال
در فراز دیگری از دعای روز نوروز از خداوند وسعت رزق را می طلبیم و از او درخواست می کنیم در همین روز اول سال، در هر آنچه از ما غایب و پنهان است ما را کمک و نگهداری نماید تا راه را گم نکنیم. از او می خواهیم ما را یاری کند تا خود را برای آنچه محتاج آن نیستیم به رنج و محنت نیندازیم. برای همه ی سال از او می خواهیم برکت به ما عطا کند؛ یعنی هر آنچه به آن نیازمندیم نه کمتر و نه حتی بیشتر که با بیشتر بودن آن، به رنج و دشواری بیفتیم. چه خوب بود اگر در همه ی سال به این دعای اول سال توجه می کردیم و وسعت رزق مان را بدون حرص و به رنج و زحمت انداختن در آنچه محتاج آن نیستیم طلب می نمودیم!
نتیجه
نوروز، روز اول بهار است که آغاز سال ایرانیان به حساب می آید. بر اساس آموزه های اسلامی این روز، روزی ویژه و خاص است که در آن از خداوند برکت و روزی را طلب می نماییم. از این رو لازم است رنگ و بوی نوروزمان را بیشتر از پیش الهی کنیم.
رادفر گروه دین تبیان
مطالب مرتبط :
نقل از فارس
عرفه
برچسبها : نقل - تبیان
0
